تبلیغات
ازدواج

آگاهانه، به هنگام و آسان

ازدواج حضرت علی اکبر(ع)

تاریخ:دوشنبه 6 آذر 1391-01:53 ب.ظ

پدر گرامی حضرت علی اکبر (ع)، امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمش لیلی، دختر ابو مرّة بن عروة بن مسعود ثقفی است. [2]

او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود، که به پیامبر اسلام (ص)، حضرت فاطمه زهرا (س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد.

علی اکبر (ع) در ماجرای عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در کنار پدرش امام حسین (ع) بود و با دشمنانش به سختی مبارزه می کرد. وی نخستین شهید بنی هاشم و آل ابی طالب در روز عاشورا بود. [3]

در باره این که حضرت علی اکبر (ع) همسر و فرزندی داشته یا خیر، دو نظر وجود دارد:

اول. برخی گفته اند که ایشان دارای فرزند نبود. اینان در باره همسر وی سخنی نگفته اند. [4]

دوم. بر اساس دلایلی که وجود دارد، گروهی دیگر وجود زن و فرزند را برای آن جناب ثابت کرده اند. برخی از این دلایل عبارت اند از:

1. در زیارتی که ابوحمزه ثمالی از امام صادق (ع) درباره حضرت علی اکبر (ع) نقل کرده، عباراتی وجود دارد که نشان دهنده این است که علی اکبر (ع) دارای فرزند بوده است؛ مانند این فراز:«...صلّى الله علیک یا أبا الحسن ثلاثا...». [5] و یا: « صلى الله علیک و على عترتک و أهل بیتک و آبائک و أبنائک و أمهاتک الأخیار الأبرار الذین أذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا»؛ که در این زمینه باید گفت: گرچه فراز اول را به تنهایی نمی توان دلیل قانع کننده ای برای اثبات وجود فرزندی برای ایشان دانست، اما فراز دوم قطعا نشانگر آن است که حضرت علی اکبر (ع) دارای خانواده و فرزندانی بوده است؛ زیرا کلمه «ابنائک» جمع است و نیز کلمه «عترتک» که عترت هرکسی ذرّیه و فرزندان او محسوب می شود.

2. بزنطى می گوید: از حضرت امام رضا (ع) پرسیدم: آیا کسی می تواند با زن و با کنیزى که از پدرش فرزند دار شده، ازدواج کند؟ آن حضرت فرمود: اشکالى ندارد. گفتم: از پدرت شنیدم که فرمود امام سجاد (ع) علاوه بر ازدواج با دختر امام حسن (ع) با ام ولد (کنیز صاحب فرزند) ایشان نیز ازدواج کرد... .امام در پاسخ فرمود: این طور که گفتى نیست؛ امام سجاد (ع) با دختر امام حسن (ع) ازدواج کرد و نیز با ام ولد (کنیزِ صاحب فرزند) برادرش على بن الحسین که در کربلا کشته شد، نیز ازدواج نمود. [6]

از جهت سندی، شخصیت های موجود در سند این روایت ثقه هستند [7] و از لحاظ محتوا این روایت نشانگر آن است که حضرت علی اکبر (ع) فرزندی از یک کنیز داشته است.

پس، طبق بیان فوق، حضرت علی اکبر (ع) دارای همسر و فرزند بوده، امّا محققان تا کنون نتوانسته اند به نام و مشخصات دقیق همسر آن حضرت دست یابند.

علی اکبر (ع)



[2] طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج 5، ص 446، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387/1967؛ یعقوبی، احمد بن أبى یعقوب بن جعفر بن وهب، تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 246 و 247، دار صادر، بیروت، بی تا.

[3] الاعلام، ج 4، ص 277؛ بلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر، انساب الاشراف، ج 3، ص 200، دار الفکر، بیروت، چاپ اول، 1417ق؛ تاریخ الطبری، ج 5، ص 446؛ کوفی، أبو محمد أحمد بن اعثم‏، الفتوح، ج 5، ص 115 (پاورقی)، دارالأضواء، بیروت، چاپ اول، 1411ق.

[4] تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 246؛ مقریزی، تقى الدین أحمد بن على‏، إمتاع الأسماع، ج 5، ص 365، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1420ق؛ تاریخ الطبری، ج 11، ص 520؛ هاشمی بصری، محمد بن سعد بن منیع‏، الطبقات الکبری، ج 5، ص 163، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1410ق؛ اصفهانی، ابو الفرج على بن الحسین‏، مقاتل الطالبیین، ص 86، دار المعرفة، بیروت، بی تا.

[5] ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص 240، انتشارات مرتضویه، نجف، 1356ق.

[6] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 46، ص 163 و 164، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404ق.

[7] در سند این روایت، ابن عیسی معروف به ابی عقیل عمانی و بزنطی قرار دارند که هر دو ثقه هستند و به روایاتشان اعتماد می شود. (ابن أبی عقیل العمانی، الحسن بن علی بن أبی عقیل الحذّاء، حیاة ابن ابی عقیل و فقهه، ص 18، مرکز معجم فقهی‏، قم، چاپ اول، 1413ق؛ طوسی، أبو جعفر محمد بن الحسن،‏ الفهرست، ص 54 و 194، المکتبة الرضویة، نجف اشرف؛ خوئی، سید أبو القاسم، ‏معجم رجال الحدیث، ج 6، ص 25 – 27؛ عده ای از دانشمندان، تأریخ الفقهاء و الرواة، الوسائل، ج 30، ص 309، جمع آوری شده از برنامه های جامع فقه اهل بیت مؤسسات تحقیقات کامپیوتری نور، قم).

برگرفته از http://islamquest.net/fa/




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ازدواج در حال شور و شوق

تاریخ:سه شنبه 23 آبان 1391-09:49 ق.ظ

شاید تمامی صاحب نظران با مجبور کردن افراد به ازدواج با فرد خاص یا در شرایطی ویژه مخالف باشند اما در باره زمان ازدواج نظرات گوناگونی وجود دارد که قابل بررسی هستند.

حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله) در این رابطه فرموده اند:

پیامبر اكرم اصرار داشتند جوانها زود ازدواج كنند –‌ چه دخترها و چه پسرها – البته با میل خودشان و اختیار خودشان، نه اینكه دیگران برایشان تصمیم بگیرند. ما هم باید در جامعه‌ی خودمان این را رواج دهیم. جوانها در سنین مناسب،‌ وقتی از دوران جوانی خارج نشده‌اند، در همان حال گرمی و شور و شوق، باید ازدواج كنند. این بر خلاف برداشت و تلقی خیلی از افراد است كه خیال می‌كنند ازدواجهای دوران جوانی، ازدواجهای زودرس است و ماندگار نیست. درست برعكس است، این طور نیست. اگر درست صورت بگیرد، ازدواجهای بسیار ماندگار و خوبی هم خواهد بود و زن و شوهر در چنین خانواده‌ای كاملاً با هم صمیمی خواهند بود.

ازدواج با شور و شوق




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ازدواج اجباری

تاریخ:سه شنبه 23 آبان 1391-09:29 ق.ظ

شاید این داستان واقعی نباشه اما مشابه اون بسیار اتفاق افتاده:

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست.

میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر

 چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده.

 داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و

ناراحتی دیوونه می شه.

مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: طراوت، دخترم ،

در را باز کن. طراوت جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره

 با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.

طراوت ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده.

 لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ،

 ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به

این صحنه نگاه می کنند.

 کنار دست طراوت یه کاغذ هست،

یه کاغذی که با خون یکی شده.

 بابای طراوت میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه،

 با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : 


سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم.

 آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه

. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی.

مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم.

 دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم.

 می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. 


دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم.

 ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم

. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ،

 تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی،

من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟!

کاش بودی می دیدی

 طراوتت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. 

کاش بودی و می دیدی طراوتت تا آخرش رو حرفاش موند.

 علی طراوتت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت.

 حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ،

 همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره.

 روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد،

 یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟!

 نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون،

همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند.

 یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه

دوستش داری تنها برو سراغش. 


یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری.

 یادته اون روز چقدر گریه کردم،

 تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه!

 می گفتی که من بخندم.

علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم.

هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای

من نیفته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام.

 روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به

 عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت

 ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات.

دارم به قولم عمل می کنم.

 هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ.

پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم.

 نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ،

 دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم.

واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام.

 وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید

لباس عروس چقدر بهم میان!  

عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی

تنگ شده. می خوام ببینمت

 دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه.

دستمو بگیر. منم باهات میام …. 


پدر طراوت نامه تو دستشه ، کمرش شکست ،

 بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه.

 سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش

بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب

در یه قامت آشنا می بینه.

آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه،

چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود.

 نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود.

 هر دو سکوت کردند و به هم نگاه کردند سکوتی

 که فریاد دردهاشون بود.

 پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه

بدست طراوت اومده بود

که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود.

 حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و

طراوت بسته شده.

حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو

 مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت!

 مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی

که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

ازدواج اجباری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چه کسی برایم همسر انتخاب کند؟

تاریخ:سه شنبه 23 آبان 1391-08:51 ق.ظ

به نام خدا

سه تصمیم مهم و اساسی در زندگی وجود دارد که توصیه شده حتما خود فرد تصمیم نهایی را بگیرد و اجازه دخالت دیگران را در تصمیم گیری ندهد.
البته مشورت با دیگران و احترام به نظر و خواست پدر و مادر لازم و ضروری است به دلیل سرنوشت ساز بودن این سه تصمیم علاقه و تمایل درونی خود فرد بسیار مهم و حیاتی است:
  1. انتخاب رشته تحصیلی
  2. انتخاب شغل
  3. انتخاب همسر  
شخصی گوید: به امام صادق(ع) گفتم: می خواهم با زنی ازدواج کنم و پدر و مادرم می خواهند زن دیگری را به ازدواج من درآورند، امام (ع) فرمودند: با کسی که خودت می خواهی ازدواج کن و با آنکه پدر و مادرت می خواهند ( و تو مایل نیستی) ازدواج مکن.
 

 

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo